اگه تازمانی که فرصت داریم به ملاقات ومواجهه باحقیقت نریم یه وقتی می رسه که حقیقت به ملاقات ما می آد بدون اینکه فرصتی برای هضمش داشته باشیم.مثلا" من فلان آزمایش و انجام نمیدم چون ممکنه جوابش...
تهش که چی ؟خوب یابد،مثبت یا منفی نمی آد سراغم؟نمیشه ازش فرارکرد حالا حقیقت هر چه قدرهم که ترسناک باشه یادوستش نداشته باشم.
نویسنده :علیرضا-اشرفی-مهابادی
خاطرات کهن مهاباد اصفهان...ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 21:17
روی جعبه ی من بایدحک شود با اینکه خُرد هست دیگر شکستنی نیست!
(نویسنده :علیرضااشرفی مهابادی)
خاطرات کهن مهاباد اصفهان...ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 129 تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 21:17
ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 135 تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 21:17
ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 21:17
وضوح تصویر آدمی در شبکه های دلی و ذهنی برگرفته از داده های ارسالی ما در طول زمان است. چه گفته ایم و چه کرده ایم مسئله این است. موج یابی معمولاً روی فرکانس دیده ها، شنیده ها، تصورها و...
سنجش از راه برداشت اولیه (درست یا غلط) +پنداشت ثانویه >>>شکل گیری نوع حس متناسب با هر آدمی
نویسنده :علیرضا_اشرفی_مهابادی
خاطرات کهن مهاباد اصفهان...ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 21:17
قصه ی دوست داشتن ادامه دارد
زیرا
درهای توبه همچنان باز است!!!
نویسنده :علیرضا_اشرفی_مهابادی
خاطرات کهن مهاباد اصفهان...ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 137 تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 21:17
ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 21:17
اینکه هستی ولی من از تو دورم هم جای شکر دارد و هم گلایه. بودنت چیز کمی نیست و دوریت بیش از این هاست!
من حالا سراپا عروسک خیمه شب بازی دست تقدیرم، تا لحظه ای که زور این بودن و دوری تو بر یکدیگربچربد! تا روزی که یا به حسابت بیایم یا بی حساب پرت شوم به مسیر ی که هر چه هست به سمت تو نیست! حالا که به قاعده ی توکل و به شد یا نشد هر چه تو بخواهی راضی ام ، زبان گشودم ، پس مجابم کن به پذیرشش که صلاح و صواب در نزد توست ای یگانه ی پرستیدنی.
نویسنده :علیرضا_اشرفی_مهابادی
خاطرات کهن مهاباد اصفهان...ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 21:17
ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 21:17